تبليغاتX
حدیث خوبان

حدیث خوبان

احادیث وخبر روز

علی (ع) فرموده است

 ای گروه جوانان ، شرف انسانی و سجایای 

اخلاقی خود را با ادب آموزی و تربیت محافظت نمائید و سرمایه ی

گرانبهای دین خویشتن را با نیروی علم و دانش از دستبرد ناپاکان و

خطرات گوناگون بر کنار نگاه دارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

ایات حجاب


آیه اول
خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «اى پیامبر! به مردان مؤمن بگو: چشمان خویش فرو بندند و عورت خود را نگه دارند، این براى پاك‏دامنى آنان بهتر است. خدا به كارهاى آنان آگاه است. و به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو بندند و عورت خود را نگه دارند و زینت‏هاى خود را جز آن مقدار كه پیداست، آشكار نسازند و مقنعه‌‏هاى خود را تا گریبان خود گذارند و زینت‏هاى خویش را جز براى شوهران و پدران و پدر شوهران و برادران و پسر برادران و پسر خواهران و زنان و بردگان خودشان و مردان خدمت‏گزارشان كه به زن رغبت ندارند و كودكان غیر ممیزى كه از عورت زنان خبر ندارند، آشكار نسازند».

آیه فوق، درباره حجاب بانوان نازل شده و به مسائلى اشاره كرده كه نیاز به شرح و تفسیر دارد: در آغاز از مردان و زنان مؤمن خواسته شده كه دیدگان خود را فرو بندند و مردان به زنان و زنان به مردان خیره نشوند و چشم‏چرانى نكنند.

غض، در لغت به معناى كاستن و فروبستن است. غض بصر؛ یعنى نگاه را كوتاه كردن و خیره نشدن. گاهى انسان به دیگرى می‌نگرد، ولى نگاه كردن هدف نیست، زمانى هم براى لذت می‌نگرد كه آن را چشم‏چرانى می‌گویند. نگاه‏هاى ثانوى و لذت‏جویى، انسان را به فساد می‌كشد و از آنها نهى شده است، اما نظرهایى كه براى لذت‏جویى نباشد حرام نیست، زیرا از لوازم معاشرت و زندگى اجتماعى است.

بعد از آن، به زنان و مردان توصیه می‌كند كه فروج خود را حفظ كنند. فروج، جمع «فرج» به معناى «عورت» است. مقصود از حفظ فرج یا پوشیدن آن، سعى در حفظ عفت و پاك‏دامنى است با غض بصر؛ یعنى چشم پوشیدن و رعایت حجاب.

سپس خطاب به زنان می‌گوید: «َلا یُبْدِینَ زِینَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها».

زینت، به معناى زیور و وسیله زیبایى است كه انواعى دارد: یكى، زیورهایى كه از بدن جدا هستند، مانند گوشواره، گلوبند، انگشتر، گل‏سر، دست‏بند، لباس‏هاى زینتى. نوع دوم زینت‏هایی‌اند كه به بدن می‌چسبند، مانند سرمه، رنگ ناخن، رنگ دست و پا و رنگ مو. زینت مذكور در آیه هر دو مورد را شامل می‌شود. به زنان توصیه شده كه انواع زینت‏هاى خود را براى مردان بیگانه آشكار نكنند و بدین وسیله از جلب توجه مردان و تحریك غریزه جنسى آنان جلوگیرى كنند.

بعد از آن، با جمله: «إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» به زنان اجازه داده، زینت‏هاى ظاهر خود را ـ كه به طور طبیعى آشكار است ـ نپوشانند، مانند سرمه، رنگ ابرو، خضاب دست، انگشتر، رنگ چادر، مانتو و كفش. بانوان به دلیل این‏كه در اجتماع زندگى می‌كنند و مسئولیت‏هایى را بر عهده دارند طبعاً چشم مردان بیگانه به صورت، دست و زینت‏هاى آشكار آنان می‌افتد و پوشش آنها امرى دشوار و حرجى است، لذا به آنان رخصت داده شده كه بدون پوشیدن آنها به اداى مسئولیت‏هاى خود مشغول باشند.

در بعضى احادیث نیز زینت‏هاى ظاهر مذكور در آیه، به همین معنا تفسیر شده است. زراره از حضرت صادق(ع) نقل كرده كه در تفسیر قول خداى عزوجل: «إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» فرمود:
زینت ظاهر، عبارت است از سرمه و انگشتر.

ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق علیه‏‌السلام از تفسیر آیه «َلا یُبْدِینَ زِینَـتَهُنَّ إِلاّ ما ظَـهَرَ مِنْها» سؤال كردم، فرمود: زینت ظاهر عبارت است از انگشتر و دست‏بند.

سپس در تعقیب بیان حجاب می‌فرماید: خمر جمع خمار و به معناى مقنعه و روسرى بزرگ است. جیوب نیز جمع جیب و به‏ معناى گریبان و یقه ‏پیراهن است.

گفته‌‏اند: زنان در عصر رسول خدا(ص) پیراهنى را می‌پوشیدند كه گریبان آن باز بود و مقدارى از سینه‌‏شان آشكار می‌شد. هم‏چنین آنان دو طرف روسرى را از بالاى گوش به پشت سر می‌انداختند، در نتیجه گوش، گوشواره، گردن و مقدارى از سینه آنان نمایان بود. از همین رو، آیه به بانوان دستور می‌دهد كه روسری‌هاى خود را بر چاك پیراهن بیندازید، تا گوش، گوشواره، گردن و سینه آنان را بپوشاند

منبع :برنا

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

على گندابى عرق خور و دایم الخمر که با عنایت حضرت عاقبت به خیر شد

 زندگى بزرگان مخصوصاً اولیاى الهى دانشگاهى است انسان‌ساز كه شاگردان آن سلمانها و ابوذرها هستند و بهترین عمل تدبر و تفكر و اندیشه در زندگى اولیاء الهى است.

زیباترین صورتهاى معشوق حقیقى در هر زمان و مكانى تمامى فرزندان آدم (ع) را به عشق بازى فرا مى‌خواند ، اما آدمزادگان چنان سرگرم خورد و خوراك و پوشاكند كه از تمام فریادهاى بلند جهان هستى حتى ندایى ضعیف را نمى‌شنود .

حضرت امیرالمؤمنین (ع) در بیانى نورانى مى‌فرمایند: مایه عبرت بشر بسیار است، ولیكن عبرت آموزان اندك‌اند.

و نداى ملكوتى فرشته وحى به تمامى بشر امر می‌كند : اگر دلى بیدار باشد خواهد دید كه سراسر جهان هستى فریاد برمى آورند ، یكى هست و نیست جز او.

لیكن اقتضاى زندگى مادى ، انسان را از مسیر حق غافل مى كند؛ لذا خداوند انبیاء و اولیاء خود را براى بیدار كردن فطرت خفته بشر مى‌فرستد تا شاید انسان خاك نشین نظرى به افلاك كند و همراه آخرین فرستاده خود ثقل اكبر و نور مبین قرآن كریم را نازل مى‌كند و در آن قصه و داستان گذشتگان را بیان مى كند تا شاید « عبرت آموزان » عبرت بگیرند .

در ادامه حکایتی درباره لطف و رحمت خداوند به بندگانی است که با توبه و پشیمانی به ریسمان الهی چنگ زدند و به صراط مستقیم بازگشتند و حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان آن را در کتاب خود با نام"داستانهای عبرت‌آموز" اینگونه نقل کرده‌اند:

مترجم تفسیر بسیار مهم « المیزان » ، استاد بزرگوار حضرت آقاى سید محمد باقر موسوى همدانى ، در روز جمعه شانزدهم شوال 1413 ساعت 9 صبح در شهر قم حكایت زیر را براى این عبد ضعیف و خطاكار مسكین نقل كرد :

در منطقه گنداب همدان كه امروز جزء شهر شده ، مردى بود شرور ، عرق خور و دایم الخمر به نام على گندابى .

او در عین اینكه توجهى به واقعیات دینى نداشت و سر و كارش با اهل فسق و فجور بود ، ولى برقى از بعضى از مسایل اخلاقى در وجودش درخشش داشت .

روزى در یكى از مناطق خوش آب و هواى شهر با یكى از دوستانش روى تخت قهوه خانه براى صرف چاى نشسته بود .

هیكل زیبا ، بدن خوش اندام و چهره باز و بانشاط او جلب توجه مى كرد .

كلاه مخملى پرقیمتى كه به سر داشت بر زیبایى او افزوده بود ، ناگهان كلاه را از سر برداشت و زیر پاى خود قرار داد ، رفیقش به او نهیب زد : با كلاه چه مى كنى ؟ جواب داد : اندكى آرام باش و حوصله و صبر به خرج بده ، پس از چند دقیقه كلاه را از زیر پا درآورد و به سر گذاشت . سپس گفت : اى دوست من ! زن جوان شوهردارى در حال عبور از كنار این قهوه خانه بود ، اگر مرا با این كلاه و قیافه مى دید شاید به نظرش مى آمد كه من از شوهرش زیبایى بیشترى دارم ، در آن حال ممكن بود نسبت به شوهرش سردى دل پیش آید : نخواستم با كلاهى كه به من جلوه بیشترى داده گرمى بین یك زن و شوهر به سردى بنشیند .

در همدان روضه خوان معروفى بود به نام شیخ حسن ، مردى بود باتقوا ، متدین ، و مورد توجه . مى گوید : در ایام عاشورا در بعد از ظهرى به محله حصار در بیرون همدان براى روضه خوانى رفته بودم ، كمى دیر شد ، وقتى به جانب شهر بازگشتم دروازه را بسته بودند ، در زدم ، صداى على گندابى را شنیدم كه مست و لا یعقل پشت در بود ، فریاد زد : كیست ؟ گفتم : شیخ حسن روضه خوان هستم ، در را باز كرد و فریاد زد : تا الآن كجا بودى ؟ گفتم : به محله حصار براى ذكر مصیبت حضرت سید الشهدا (علیه السلام)رفته بودم ، گفت : براى من هم روضه بخوان ، گفتم : روضه مستمع و منبر مى خواهد ، گفت : اینجا همه چیز هست ، سپس به حال سجده رفت ، گفت : پشت من منبر و خود من هم مستمع ، بر پشت من بنشین و مصیبت قمر بنى هاشم بخوان !

از ترس چاره اى ندیدم ، بر پشت او نشستم ، روضه خواندم ، او گریه بسیار كرد ، من هم به دنبال حال او حال عجیبى پیدا كردم ، حالى كه در تمام عمرم به آن صورت حال نكرده بودم . با تمام شدن روضه من ، مستى او هم تمام شد و انقلاب عجیبى در درون او پدید آمد !

پس از مدتى از بركت آن توسل ، به مشاهد مشرفه عراق رفت ، امامان بزرگوار را زیارت نمود ، سپس رحل اقامت به نجف انداخت .

در آن زمان میرزاى شیرازى صاحب فتواى معروف تحریم تنباكو در نجف بود ، على گندابى جانماز خود را براى نماز پشت سر میرزا قرار مى داد ، مدتها در نماز جماعت آن مرد بزرگ شركت مى كرد .

شبى در بین نماز مغرب و عشاء به میرزا خبر دادند فلان عالم بزرگ از دنیا رفته ، دستور داد او را در دالان وصل به حرم دفن كنند ، بلافاصله قبرى آماده شد ، پس از سلام نماز عشا به میرزا عرضه داشتند : آن عالم گویا مبتلا به سكته شده بود و به خواست حق از حال سكته درآمد ، ناگهان على گندابى همانطور كه روى جانماز نشسته بود از دنیا رفت ، میرزا دستور داد على گندابى را در همان قبر دفن كردند !

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

دوستان این را منتشر کنید

 
 
این کفش در فروشگاههای کفش به فروش می رسد در حالی که به طور عمد روی آن نقش و کلمات ( الله - محمد - الاسلام) نگاشته شده
 
 شرکت فلاي فيت مرکزش در هيوستن/ آمریكا می باشد 
 
به قیمت کفش لطفا توجه کنید
انتشار این خبر باعث می شود
تا توطئه این شرکت به خودش برگردد و شکست سختی بخورد 
به یاری خداانشاء الله تعالی
 
 
http://i4.tagstat.com/image05/1/1ff7/000g06h8h_T.jpg
 
 

 
 
+ نوشته شده در  جمعه 31 تیر1390ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

مسجد مقدس‌ جمكران‌، در شش‌ كیلومتری‌ شهر مذهبی‌ قم‌ است‌. مطابق‌ آمار، همه‌ ساله‌، بیش‌ از پانزده‌ میلیون‌ عاشق‌ دل‌ باخته‌، از سر تا سر میهن‌ اسلامی‌ و جهان‌، در این‌ پایگاه‌ معنوی‌، گرد می‌آیند، نماز تحیت‌ مسجد و نماز حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌، را در این‌ مكان‌ مقدس‌ به‌ جای‌ می‌آورند، با امام‌ غایب‌ از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، رازِ دل‌ می‌گویند، استغاثه‌ می‌كنند، ندای‌ «یا بن‌ الحسن‌!» سر می‌دهند، از مشكلات‌ مادّی‌ و معنوی‌ خود سخن‌ می‌گویند، با دلی‌ خون‌بار، از طولانی‌ شدن‌ دوران‌ غیبت‌، شكوه‌ها می‌كنند.


آنان‌ كه‌ از شناخت‌ عمیق‌تری‌ برخوردارند، به‌ هنگام‌ تشرف‌ به‌ این‌ پایگاه‌ ملكوتی‌، همة‌ حوائج‌ شخصی‌ خود را فراموش‌ می‌كنند و همة‌ مشكلات‌ دست‌ و پاگیر زندگی‌ را به‌ فراموشی‌ می‌سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجی‌ بشر، امام‌ ثانی‌ عشر، حضرت‌ ولی‌ عصر، روحی‌ و ارواح‌ العالمین‌ فداه‌» را مسئلت‌ می‌كنند؛ زیرا، اگر این‌ حاجت‌ برآورده‌ شود، دیگر مشكلی‌ نخواهد ماند، و اگر این‌ حاجت‌ روا نشود، حلّ دیگر مشكلات‌، مشكل‌ اساسی‌ را حل‌ نخواهد كرد.

آنچه در ادامه می‌خوانید سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره مسجد مقدس جمکران است.

به مسجد جمكران رفتن
برادران عزیز! طلاب و فضلاى جوان! در جوانى خودتان را بسازید؛ شما روزگارهاى مهم و حساسى را در پیش خواهید داشت. این كشور و این نظام و این نهضت عظیم اسلامى در سطح عالم، به شماها احتیاج خواهد داشت؛ از لحاظ معنوى باید خودتان را بسازید. البته نقشه، نقشه‌ى آسانى است؛ اما پیمودنش اراده مى‌خواهد. نقشه، یعنى تقوا؛ تقوا، یعنى پرهیز از گناه؛ یعنى اتیان واجبات و ترك محرمات؛ كار را با اخلاص انجام دادن و از ریا و فریب دور بودن. برخلاف آنچه كه تصور مى‌شود، این كارها در دوران جوانى بسیار آسانتر است؛ به سن ماها كه برسید، كار مشكلتر خواهد شد. بنابراین، ارزش تدین، یكى از آن ارزشهاست؛ این ارزش بایستى رعایت شود. نماز شب خواندن، نافله خواندن، دعا خواندن، ذكر گفتن، متوجه خدا بودن، زیارت رفتن، توسل كردن و به مسجد جمكران رفتن، سازنده است؛ اینها شما را پولادین خواهد كرد. نمى‌شود یك حوزه‌ى ایده‌آل داشته باشیم؛ در حالى كه این چیزها در طلابش نباشد(1).


حاشیه دیدار با خانواده شهید
همسر شهید گفت: آقا من یك آرزو در زندگی‌ام دارم كه پسرم لباس خادمی امام رضا بپوشه.

رهبر جرعه‌ای از چای را نوشید و گفت: من پیگیر می‌شوم، هر كار بتوانم می‌كنم.

برادرزاده شهید به رهبر گفت: حاج آقا من هم عمره دانشجویی ثبت نام كردم ولی اسمم درنیامد. میشه شما یه چیزی بهشون بگید من بتونم برم.

رهبر با خنده گفت: خوب اسم شما درنیامده من چه كار كنم. و ادامه داد: شما دعا كنید بلكه سال بعد بشه. گفتن من خوب نیست، دستوری می‌شود. هم لطف خودش را از دست می‌دهد هم در مجموعه‌ای كه دست‌اندركار است تأثیر بد می‌گذارد. بروید جمكران دعا كنید از حضرت بخواهید... نه این موضوع را، همه چیز را. مطمئن باشید جواب می‌دهند. همسر شهید كه هنوز از بهت بیرون نیامده بود گفت: به بركت دعای شما و این جمهوری اسلامی همه بچه‌های ما درس‌خوانده شدند و تحصیلات عالیه دارند(2).

مسجد مقدس‌ جمكران‌، در شش‌ كیلومتری‌ شهر مذهبی‌ قم‌ است‌. مطابق‌ آمار، همه‌ ساله‌، بیش‌ از پانزده‌ میلیون‌ عاشق‌ دل‌ باخته‌، از سر تا سر میهن‌ اسلامی‌ و جهان‌، در این‌ پایگاه‌ معنوی‌، گرد می‌آیند، نماز تحیت‌ مسجد و نماز حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌، را در این‌ مكان‌ مقدس‌ به‌ جای‌ می‌آورند، با امام‌ غایب‌ از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، رازِ دل‌ می‌گویند، استغاثه‌ می‌كنند، ندای‌ «یا بن‌ الحسن‌!» سر می‌دهند، از مشكلات‌ مادّی‌ و معنوی‌ خود سخن‌ می‌گویند، با دلی‌ خون‌بار، از طولانی‌ شدن‌ دوران‌ غیبت‌، شكوه‌ها می‌كنند.


آنان‌ كه‌ از شناخت‌ عمیق‌تری‌ برخوردارند، به‌ هنگام‌ تشرف‌ به‌ این‌ پایگاه‌ ملكوتی‌، همة‌ حوائج‌ شخصی‌ خود را فراموش‌ می‌كنند و همة‌ مشكلات‌ دست‌ و پاگیر زندگی‌ را به‌ فراموشی‌ می‌سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجی‌ بشر، امام‌ ثانی‌ عشر، حضرت‌ ولی‌ عصر، روحی‌ و ارواح‌ العالمین‌ فداه‌» را مسئلت‌ می‌كنند؛ زیرا، اگر این‌ حاجت‌ برآورده‌ شود، دیگر مشكلی‌ نخواهد ماند، و اگر این‌ حاجت‌ روا نشود، حلّ دیگر مشكلات‌، مشكل‌ اساسی‌ را حل‌ نخواهد كرد.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

بهتان و تهمت بدترین انواع دروغ و کذب است

امام صادق علیه السلام از حكیمى چنین نقل مى كند : «البهتان على البرىء اثقل من جبال

راسیات، تهمت زدن به بى گناه از كوههاى عظیم نیز سنگین تر است! تهمت زدن به افراد بى گناه

با روح ایمان سازگار نیست چنانكه از امام صادق علیه السلام نقل شده: «اذا اتهم المؤمن اخاه

انماث الایمان فى قلبه كما ینماث الملح فى الماء، كسى كه برادر مسلمانش را متهم كند، ایمان در

قلب او ذوب مى شود همانند ذوب شدن نمك در آب». در حقیقت بهتان و تهمت، بدترین انواع

دروغ و كذب است، زیرا هم مفاسد عظیم كذب را دارد، و هم زیانهاى غیبت و هم بدترین نوع ظلم و ستم است.

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط سفیر باران  | 

فرارسیدن ماه مبارک رمضان بر همه مهمانان الهی مبارک

ميهماني ضيافت الهي
نزول قرآن، وقوع شب قدر، نزول ملائكه و روح، تقدير سرنوشت و... هركدام مائده هاي آسماني و غذاهاي معنوي است و سبب شده ماه مبارك رمضان، به عنوان ماه ضيافت و ميهماني الهي، نامگذاري شود، لذا پيامبر اكرم(ص) در آستانه ماه مبارك رمضان، اين گونه مي فرمايد:«اي مردم! ماه با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روي آورده است، اين ماه، نزد خدا بهترين ماه است و روزهايش، بهترين روزها و شب هايش، بهترين شب ها، و ساعاتش بهترين ساعات. دراين ماه، شما به ميهماني خدا، دعوت شده ايد و در زمزه بهره مندان از كرامت خداوند، قرارگرفته ايد. دراين ماه نفس هاي شما، تسبيح خداست، و خواب شما، عبادت است و اعمال شما، پذيرفته، و دعايتان به اجابت مي رسد....»(المصباح كفعمي/ص 336)

امام صادق (ع) نيز به فرزندانش اين گونه سفارش مي نمايد:«جان هاي خود را به تلاش و كوشش واداريد؛ زيرا در اين ماه، روزي ها قسمت و اجل ها نوشته مي شود و در آن، نام ميهمانان خدا كه بر او، وارد مي شوند، نوشته مي گردد و درآن، شبي است كه عبادت در آن، از عبادت هزار ماه بهتر است.» (بحار/93/573)

با توجه به بيانات پيامبر (ص)، ماه مبارك رمضان ماه ضيافت و ميهماني است، در اين ضيافت پرشكوه و بي نظير، صاحب خانه و ميزبان، پروردگار جهان و ميهمانان، بندگان فقير و محتاج خداي سبحان، هستند و غذاهاي لذت بخش اين سفره رنگين و منحصر به فرد مائده هاي آسماني: روزه داري وچشم پوشي از لذائذ دنيوي، تلاوت قرآن، احياء و شب زنده داري، دعا و نيايش، طلب غفران و رحمت الهي و... است و ثمره اي كه انتظار مي رود از اين ميهماني پرشكوه و بي سابقه، عايد حال ميهمانان شود، تقواي الهي است چنانكه خدا سبحان مي فرمايد:
«اي افرادي كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما نوشته شد، آن چنان كه بر كساني كه قبل از شما بود، نوشته شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد.»(بقره/381)

آداب حضور در ضيافت الهي
در زندگي دنيا اگر روزي، انسان به ميهماني، دعوت شود، دعوت شدگان با توجه به مقام و موقعيت صاحب خانه و ميزبان و با درنظر داشتن ميهمانان ديگر، خود را براي شركت در ميهماني، آماده مي كنند، اگر صاحب خانه و ميزبان، شخصيت معتبر اجتماعي داشته باشد، ميهمانان با وقار، هيئت و هيبت خاصي، وارد مجلس شده و در طول جلسه و جريان ميهماني نيز باتوجه به شخصيت ميزبان و بزرگان ديگري كه در جلسه حضور دارند، در نشست و برخاست، غذا خوردن و صحبت كردن، دقت به خرج مي دهند تا با حركات اضافي، صحبت هاي بي مورد و... باعث مضحكه ديگران قرار نگيرند.

حال سؤال اين است كه در ضيافت و ميهماني بي سابقه، مجلل و پر شكوه ماه مبارك رمضان، ميهمانان، با چه شرايطي وارد اين بزم الهي شوند و چه ويژگي هايي را بايد رعايت كنند تا بتوانند استفاده و لذت كافي برده، نتيجه مورد انتظار را به دست آوردند؟

در جملات و كلماتي كه از حضرت رسول(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده است، ويژگي ميهمانان الهي، بيان شده است كه به چند مورد آن، اشاره مي شود:

پيامبر(ص) خطاب به جابر مي فرمايد: «اي جابر! در ماه رمضان، هر كسي، روز آن را روزه بدارد و جزئي از شبش را به عبادت بپردازد، و شكم و شرمگاه خويش را، پاك نگه دارد، و زبانش را حفظ كند، همان طوري كه از اين ماه، خارج مي شود از گناهان خويش خارج مي شود. جابر عرض كرد: اي رسول خدا! اين حديث، چه زيباست! رسول خدا فرمود: و رعايت شروط آن، چه سخت است!» (كافي/4/78)

در حديث ديگري مي خوانيم: «رسول خدا(ص) مطلع شد زني با زبان روزه، به خدمتكار خود، دشنام داده است، رسول خدا(ص) او را دعوت كرد و غذائي پيش او گذاشت، آن زن گفت: من روزه هستم. رسول خدا(ص) فرمود: چگونه روزه هستي كه كنيزت را دشنام مي دهي؟ روزه فقط خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بي اثر مي كند، قرار داده است، وه كه چه اندك هستند روزه داران و چه بسيارند كساني كه گرسنگي مي كشند.» (همان/78) در جاي ديگر مي فرمايد: «خداي عزوجل مي فرمايد: «كسي كه جوارح و اندام خود را از حرام هاي من، روزه ندارد؛ چه حاجت كه به خاطر من از خوردن و آشاميدن خودداري ورزد.» (الفردوس/5/242) حضرت زهرا(س) مي فرمايد: «اگر روزه دار، زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را، نگه ندارد، روزه به چه كار او مي آيد.» (مستدرك الوسائل7/663)

از امام صادق(ع) نقل شده است: «هرگاه روزه گرفتي، گوش و چشمت را از حرام، روزه بدار و همه اعضا و اندامت را از زشتي و پرگويي و اذيت كردن خدمتكارت باز دار. بايد وقار روزه در تو باشد، تا مي تواني، خاموش باش، مگر از ذكر خدا، و روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد، از خنديدن با صداي بلند، دوري كن؛ زيرا خداوند اين كارها را دشمن داند.» (بحار/93/292) در جاي ديگر مي فرمايد: «هرگاه روزه گرفتي، بايد گوش و چشم و مو و پوستت نيز روزه داشته باشد. آن حضرت اعضاي ديگري را نيز برشمرد و فرمود: روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد.» (كافي/4/78)

امام سجاد(ع) در دعاي خود، هنگام حلول ماه مبارك رمضان، اين گونه مناجات مي كند: «به وسيله روزه اين ماه، ياريمان ده؛ تا اندام خود را، از معاصي تو، نگه داريم و آن ها را به اعمالي واداريم كه خشنودي تو را فراهم مي آورد، تا با گوش هايمان، سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به ديدن چيزهاي لهو نشتابيم و دستانمان را به سوي حرام، نگشاييم و با پاهايمان به سوي آنچه منع شده، ره نسپاريم و با شكم هايمان، جز آنچه را، تو حلال كرده اي، در خود جاي ندهيم و زبان هايمان، جز به آنچه، تو خبر داده اي و بيان فرموده اي، گويا نشود، و رنج نكشيم، جز براي آنچه به پاداش تو، نزديك مي كند و به جا نياوريم، مگر چيزي را كه از كيفر تو، نگه مي دارد.» (صحيفه سجاديه/دعاي 44)
آنچه از مجموع احاديث و روايات به دست مي آيد، اين است كه انسان روزه دار براي بهره مند شدن از غفران و رحمت خداوند و استفاده بهتر از ضيافت الهي، علاوه بر خودداري و امساك از خوردن و آشاميدن و دوري از اموري كه روزه را باطل مي كند، امور ديگري را نيز بايد رعايت نمايد، تا بتواند در زمره روزه داران واقعي قرار گيرد؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا و ساير اعضاي خود را از ارتكاب به گناه حفظ كند و در چارچوب موازين شرعي، از نعمت هاي بزرگ خدا استفاده كند.

جاي تأسف خواهد بود كه انسان در روزهاي گرم و نسبتا بلند تابستان، از خوردن، آشاميدن و اموري كه روزه را باطل مي نمايد خودداري كند ولي با چشم چراني، نگاه كردن به مناظر شهوت انگيز، رعايت نكردن حجاب و پوشش اسلامي، دروغ، تهمت، غيبت، گوش دادن به موسيقي، آزار و اذيت ديگران، عدم صداقت در معاملات، برخورد ناشايست با ارباب رجوع، بي انضباطي و اخلال در نظم عمومي و... آثار ارزشمند عبادت و روزه داري را به كلي، نابود سازد، و يا به حد اقل رساند و مشمول كلام پيامبر(ص) شود كه مي فرمايد: «بسا روزه داري كه بهره اش از روزه، گرسنگي و تشنگي است و بسا شب زنده داري كه بهره او از عبادت شبانه اي فقط بي خوابي است.»(امالي طوسي/661)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط سفیر باران  | 

 

 

             مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل

 

 

 

 

 

    هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط سفیر باران  | 

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم

                  

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم

 

کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده ند.

 

 

(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)

+ نوشته شده در  جمعه 20 فروردین1389ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط سفیر باران  | 

سال نو ،سال همت مضاعف وکار مضاعف بر همگی مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحيم
مطالبی در مورد دلایل عظمت عید نوروز از دید روایات   
 مؤيد گفته ما است حديث معلّى است از امام صادق عليه السّلام كه نوروز همان روزيست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى أمير المؤمنين عليه السّلام در غدير خم بيعت گرفت و اقرار بولايت او كردند، و خوشا بر آنكه بدان ثابت ماند، واى بر آنكه آن را بشكند، و روزيست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را بوادى جن فرستاد تا از آنها پيمان ستد، و روزيست كه باهل نهروان پيروز شد و ذو الثدية را كشت، و روزيست كه قائم ما خاندان ظهور كند با كارگزاران و خدايش بدجّال پيروز گرداند و او را بر كناسه كوفه بدار زند، هيچ نوروزى نيايد جز آنكه ما در آن توقع فرج داريم، زيرا آن از روزهاى ما است كه فرسش نگهداشتند و شما آن را گم كرديد سپس يك پيغمبر از بنى اسرائيل از پروردگارش خواست مردمى را كه بيرون شده بودند از خانه‏شان و هزارها بودند و خدا آنها را ميرانيد زنده نمايد و خدا بدو وحى كرد كه آب بر آنها بريزد، و در اين روز بر آنها آب ريخت و زنده شدند، 30 هزار كس بودند، و آب پاشيدن در اين روز سنت ثابتى شد و سببش را جز پايداران در علم ندانند، و آن نخست روز سال فرس است، معلى گويد آن را بمن ديكته كرد و من نوشتم‏ (كتاب السماء و العالم بحار    ج‏3    102 )  
 

عيد نوروز را چرا عيد ميگويند؟
يكى از پيغمبران بنام ازقيل بوادى رسيد كه اهل آن همگى مرده بودند از قيل عرض كرد خداوندا اينها را چگونه زنده خواهى نمود امر شد كه مقدارى آب بر روى خاكهاى آنها بريز و بخواه تا زنده شوند ازقيل مقدارى آب ريخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را بحيات و زندگانى نمود فورا همگى زنده شدند و بين سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند يعنى از سى سال كمتر و از هفتاد سال بيشتر بود و اين قضيّه در روز اوّل فروردين يعنى روز اوّل بهار واقع شده باين واسطه روز اوّل فروردين را عيد ميگويند و كلمه عيد مأخوذ از عود و اعاده است. الفين-ترجمه وجدانى         999   
                                                               *****
 و باز از معلّى است كه بامداد نوروز نزد امام صادق عليه السّلام رفتم، فرمود: اى معلّى امروز را ميشناسى؟ گفتم: نه، ولى عجمش بزرگ داشتند و بدان تبرك جستند فرمود: نه هرگز، بكعبه‏اى كه در درّه مكّه است عظمت اين روز براى امرى است ديرين كه آن را برايت شرح دهم تا بدانى، گفتم: اين آموختن از زندگى جاويد نزد من دوست‏تر است، خدا دشمنانتان را نابود سازد، فرمود: اى معلّى نوروز همان روزيست كه خدا پيمان ستد از بنده‏ها كه او را بپرستند بيگانگى، بى‏شريك (تا آخر خبر طولانى) كه گذشت، و گفته گواه چندى در اين حديث وجود دارد كه نوروز همان اول حمل است. كتاب السماء و العالم بحار، ج‏3، ص: 103

پس در این ایام خوب است که علی الدوام متذکر به نعمت ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام باشیم و از ته دل بگوییم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 فروردین1389ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط سفیر باران  |