ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )
اعمال شب و روز عيد غدير
شب هيجدهم شب عيد غدير و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده ركعت نماز به يك سلام به كيفيتى مخصوص براى اين شب با دعائى نقل كرده است
روز هيجدهم روز عيد غدير عظيمترين اعياد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پيغمبرى را مگر آنكه عيد كرده است اين روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق است و روايت است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است
راوى گفت كدام عيد است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اويم پس على مولى و آقا و پيشواى او است و آن روز هيجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز بايد كرد فرمود كه بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمد و آل محمدعَليهمُ السلام را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا(ص) اميرالمؤ منين علی (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصىّ خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند و در حديث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعليه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در اين روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ايشان را و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و احسان كن در اين روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند و بالجمله تعظيم اين روز شريف لازم و اعمال آن چند چيز است :
اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبريست كه برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حجّ و صد عمره دوم : غسل
سوم: زيارت حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف امین الله است كه از نزديك و دور خوانده مى شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است
نوشته شده توسط سفیر باران در جمعه 13 آذر1388 ساعت 2:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )
نوشته شده توسط سفیر باران در دوشنبه 18 آبان1388 ساعت 8:18 قبل از ظهر موضوع حدیث روز | لینک ثابت
زندگاني امام رضا(ع)
نام : علی
لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری
محل ولادت : مدینه منوره
مدت امامت : 20 سال
مدت عمر : 55 سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد:
اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مىتواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.
دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.
حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام
دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.
چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».
گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».
حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.
در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.
پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.
پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.
امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.
اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.
خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.
از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»
اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.
مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.
نوشته شده توسط سفیر باران در جمعه 8 آبان1388 ساعت 10:34 قبل از ظهر موضوع مناسبت روز | لینک ثابت
مقدمه
حسادت وکينه منصور راپاياني نبود وشيوه ها وترفندهائي که براي کمرنگ کردن موقعيت امام بکار مي برد مؤثر واقع نمي شد. بدين خاطر شيوه نامردي رادرپيش گرفت و مصمم شد که محرمانه و خائنانه امام رامسموم نمايد.
ازسوي ديگر امام در سالهاي آخر عمر خود شديداً لاغر وضعيف شده بود و به تعبيريکي از افرادي که امام را درآن روزگار ديده بود ازاوچيزي نمانده بود جز سرش، کنايه ازاينکه بدن کاملاً فرسوده ونحيف شده بود. سراسرزندگيش به دشواري وسختي ورنج آفريني گذشته بود. ودرسالهاي آخر عمربر ميزان محدوديت واحضار وتهديد او اضافه مي شد که اين خود بر خستگي ورنجش مي افزود.
تحقير واتهام
گاهي منصور براي شکستن عزت خدادادي امام، او را تحقير مي کرد و به او مي گفت برخلاف تصوّر عامّه تو داراي چنان شأن و موقعيتي نيستي. مردم درباره تو خيالات واهي دارند وگمان مي کنند تو اول شخصيت دنياي اسلامي ولي اين چنين نيست...
البته امام دربرابراو، آنجا که جاي گفتن حق واعلام موجوديت بود فرو نمي ماند. روزي دربرابر تحقيرش فرمود: من شاخه اي ازشاخه هاي درخت پربار رسالتم، پرورده شده دردامان فرشتگانم، مشعلي ازمشعلهاي فروزان وستاره اي درخشان ازستارگان روشني بخش آسمان ولايتم و...
گاهي او رامتهم مي کرد که تو قصد خريد اسلحه وآشوب عليه من را داري، مي خواهي عليه حکومت من بلوائي برپاکني، مي خواهي مردم را عليه من بشوراني، تو درصدد جمع آوري پول براي براندازي من وازبين بردن حکومت مني و... و گاهي او را متهم مي کرد که عقيده معتزله راپذيرفته است.
وبراين اساس براي امام شرآفريني مي کرد. او را در آن سن وسال احضار مي نمود، آمد و شد او را تحت مراقبت قرار مي داد. به والي خود درمدينه دستور مي داد که کار را براو سخت بگيرد وآمد وشد او را زير نظر داشته باشد. کينه وخشم ازسرو روي منصور دررابطه باامام مي باريد ومي کوشيد ازطريق مضيقه سازي اورا در زحمت اندازد والبته مشيت الهي مانع آن مي شد که او پيش ازموقع به قتل امام اقدام نمايد وخداي امام را ازشر او حفظ مي کرد.
صدمه آفريني ها
منصوردرمواقعي ازطريق ربيع حاجب (پرده دار يا وزير دربار خود) براي امام شرآفريني مي کرد. دستور مي داد شبانه ازديوار خانه اش بالا روند وحتي درلباس خواب او را از خانه به بيرون کشند واو را به سفري دراز به نزد منصور برند وحتي اجازه ندهند او لباس خود را بپوشد ويابه اهل خانه اش وصيت کندو... دراين ميان خوش رقصي هاي ربيع حاجب هم تماشائي بود. او فردي بود دنيا دوست، طمعکار، سرگرم زندگي خوش خود وخيانت به امام. او دين خود رابراي منصور داده بود وبراي اجراي دستورش ازهيچ خيانتي به امام پرهيز نداشت. حتي نمي گذاشت که امام لباس خود را بپوشد وبه نزد منصور برود که اَلمَأمُورُ مَغذُور.
اوعامل خيانت بسيار به امام صادق(عليه السلام) بود. درعين اينکه خود را از دوستدارامام، در مواردي شيعه معرفي مي کرد. اصرارداشت دستورات خشن منصور را درباره امام صادق(عليه السلام) موبه مو اجرا کند. مثلاً منصور دستور مي داد امام را پياده به سوي دربار بياورند. حاجب خود سوار مي شد وامام را پياده به دنبال خود مي کشاند ويامنصور مي گفت اورادر هر حالي که يافت بياوريد. واو مي توانست که مثلاً اجازه دهد امام چند کلمه اي باخانواده اش حرف بزند و بعد بيايد، اما همين اجازه رانمي داد.
او خود عامل تهديد امام بود. به او مي گفت منصور مي خواهد ترابکشد، اگر وصيتي داري به من بگو. ويابه دستور منصور ازديوار خانه امام بالا ميرفت و... همه به اين خاطر که رضاي منصور را بدست آورد نه رضاي خدارا.
نوشته شده توسط سفیر باران در سه شنبه 21 مهر1388 ساعت 10:27 قبل از ظهر موضوع مناسبت روز | لینک ثابت
عَوِّد نَفسَكَ حُسنَ النِّيَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیكَ النَّجاحَ
خودت را به داشتن نيّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته هایت موفق شوى.
غررالحکم، ح 6236
نوشته شده توسط سفیر باران در دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 10:56 قبل از ظهر موضوع حدیث روز | لینک ثابت
وَ كَاءَنِّي اءَنْظُرُ إِلَيْكُمْ تَكِشُّونَ كَشِيشَ الضِّبَابِ، لا تَأْخُذُونَ حَقّا، وَ لا تَمْنَعُونَ ضَيْما، قَدْ خُلِّيتُمْ وَالطَّرِيقَ، فالنَّجاةُ لِلْمُقْتَحِمِ، وَالْهَلَكَةُ لِلْمُتَلَوِّمِ.
گويى مى بينمتان كه از جنگ مى گريزيد و هياهو مى كنيد. همانند سوسماران كه در كنار هم مى
روند و از برخورد پوستهايشان به يكديگر آوازى چنين بر مى خيزد. نه در صدد گرفتن حقى
هستيد و نه در خيال دفع ستمى . راهتان باز است . رهايى ، از آن كسى است كه خود را در
كارهاى دشوار افكند و هلاكت نصيب كسى ، كه در كار درنگ نمايد.
نوشته شده توسط سفیر باران در شنبه 4 مهر1388 ساعت 9:26 قبل از ظهر موضوع حدیث روز | لینک ثابت
اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام میشود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.
1
- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)
2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.
3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.
4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.
ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله
ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِعلیٍّ
ده مرتبه: بِفاطِمَةَ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ
ده مرتبه: بِالحُسَین ِ
ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.
پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.
5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.
6- احیا داشتن این شبها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوهها و وزن دریاها باشد.
7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.
8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...
1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".
2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".
3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .
4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.
نوشته شده توسط سفیر باران در سه شنبه 17 شهریور1388 ساعت 11:59 قبل از ظهر موضوع مناسبت روز | لینک ثابت
رَمَضانُ تَجَلّی وَ ابْتَسَمَ...»
رمضان تجلی كرد و تبسم نمود...
نمیدانم مصرع دوم این بیت شعر عربی چیست، اما همین مصرع زیبا و دلنواز معمولا در ابتدای ماه مبارك به ذهنم میاید و تا مدتی ورد زبانم میشود...
آری رمضان هم رسید. الحق و الانصاف در عالم تشیع، این ماه، شاهكاری بینظیر است، زیرا همة عادات و روزمرگیها را حتّی در بیتفاوتترین افراد به هم میزند. شاید بتوان گفت ماه رمضان، بهانهای است برای تجلی بخشایشگری خداوند! سیلی خروشان به راه میافتد تا به تشنگان و دورافتادگان از آب معرفت و رحمت، حداقل جرعهای برسد و خوشا به حال آنان كه غرقة این بحرند. خدایا! به حق پاكان درگاهت، آنچه در این ماه، نصیب بهترین بندگانت مینمایی، به ما هم عنایت بفرما!
در عبادات و اعمال خاص این ماه، باید اولا به این نكتة مهم توجه داشت كه به فرمودة علمای اخلاق، عبادات، غذای روحند و همچون غذای صبح باید رعایت حالات و نیازمندیها و كم و كیف آن را كرد. یعنی در مجموع، در برابر عبادات باید با برنامه عمل كرد؛ خصوصا در این ماه كه بسیاری اعمال عادی، رنگ عبادی به خود میگیرند و عبادت سنگینی همچون یك ماه روزه به شكل واجب به برنامة عبادی افراد افزوده میشود. به همین خاطر نباید به نحوی رفتار كرد كه اواخر ماه، حالت ملالت و خستگی عارض شود و لحظهشماری برای رسیدن عید فطر پیش بیاید و این نكتة بسیار مهمی است. حضرت علی(علیهالسلام) در روایتی میفرماید: «عبادت را بر نفس خود تحمیل نكن.» و این یعنی، اول حال روحی خود را مساعدت كن و بعد به عبادت بپرداز...
اما آداب این ماه:
1. شكر نعمت
باید همواره در طول ماه مبارك، لطف خداوند در درك این ماه را به خاطر داشت و با سجدة شكر و یا ذكر «الحمد لله رب العالمین»، شكر این نعمت را به جا آورد. این امر مهم كه البته مورد غفلت بسیاری است موجب كسب توفیقات بیشتر خواهد بود و به فرمودة قرآن: «لَإن شَكَرتُم لأزیدَنَّكُم».
2. قرآن
چنانكه بارها شنیدهایم، این ماه، بهار قرآن است. یعنی باید در این ماه، شاهد شكوفایی قرآن در جانمان باشیم. گام اول در جهت درك قرآن، توجه به معنای ایات است. بسیار مناسب است در این ماه، یك ختم قرآن با معنی داشته باشیم، یعنی قبل از خواندن هر چند ایه، اول معنای آن را بخوانیم و بعد خود ایه را. اگر این كار بعد از ماه مبارك هم با تأمل و دقت بیشتری انجام شود، بهزودی شاهد آثار و نتایج فوقالعادة آن در جانمان خواهیم بود، انشاءالله.
البته میتوان قرائت قرآن در ماه مبارك را به دو بخش تقسیم كرد. یك بخش به همان صورت كه ذكر شد و بخش دیگر، قرائت معمولی ایات كه از مهمترین اعمال این ماه است و در تصفیة قلب، بسیار مؤثر است. رسول اعظم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «این قلبها زنگ میزند، همانگونه كه آهن زنگ میزند.» سئوال شد: «جلا و صیقل آن به چیست؟» حضرت فرمودند: «تلاوت قرآن و یاد مرگ.»
شاید خوب باشد بدانیم برخی از ائمه علیهمالسلام در طول ماه رمضان، حدود چهل ختم قرآن مینمودند و حتی برخی علما نظیر علامة امینی و امام راحل نیز در طول این ماه، حدود پانزده ختم قرآن داشتند.
3. نماز
در طول این ماه، نمازهای مستحبی فراوانی در ساعات مختلف نقل شده، اما نكتة مورد غفلت، این است كه برخی از این نمازها، بر اساس یك نظام مشخص تعیین شده تا در طول ماه به هزار ركعت برسد. این عمل بسیار مهم كه معمولا انجام نمیشود، در كتب بسیاری از علما نقل شده و مورد سفارش است. اما كیفیت انجام آن، در دهة اول و دوم، یعنی از شب اول(شبی كه فردای آن، روز اول ماه است) تا شب بیستم، هر شب بیست ركعت(ده نماز دو ركعتی)، هشت ركعت بعد از نماز مغرب و دوازده ركعت بعد از نماز عشاء. در دهة آخر ماه هم، هر شب سی ركعت،(هشت ركعت بعد از نماز مغرب و 22 ركعت بعد از نماز عشاء.)
در مجموع هفتصد ركعت، بهعلاوة سیصد ركعت هم در شبهای قدر(هر شب صد ركعت) كه جزو اعمال شبهای قدر ذكر شده است.
البته در نمازهای مستحبی، خواندن سوره و قنوت لازم نیست و حتی میتوان در هنگام راه رفتن و انجام كارهای دیگر، بدون رعایت قبله، آن را به جا آورد. در هر حال، از این عمل مورد سفارش بزرگان نباید غافل شد.
4. دعا
برای اوقات مختلف این ماه، اعم از شبها و روزها و نیز بعد از نمازها و... ادعیة مختلفی وارد شده كه معمولا خوانده میشود، اما در این بین، از دو دعا نباید غفلت كرد. یكی دعای افتتاح كه علاوه بر مضامین عالی و بلندش، همانند دعای ندبه، سرشار از ذكر مولایمان حضرت حجت (ارواحنافداه) و شكوه از دوری از آن حضرت است و به نوعی استفاده از فرصت ناب شبهای رمضان است برای برآورده شدن دعای فرج آن حضرت. خوب است عاشقان آن حضرت، این حلقة وصل شبانه با آن حضرت را از دست ندهند.
دعای دیگر، دعای ابوحمزه ثمالی است كه به تعبیر برخی، دانشگاه معرفت است و شاید در دنیای مناجات، بینظیرترین سرمایة شیعه باشد و نیز شاید بتوان گفت، اگر تنها عمل انسان در طول ماه رمضان، خواندن حداقل چند صفحه از این دعای شریف در سحرها باشد، بر انجام دیگر اعمال فضیلت دارد، زیرا هدف عبادت، معرفت است و مناجات، اوج قلة معرفت است. البته آنان كه لذت دعای ابوحمزه را درك كنند، در طول سال با آن مأنوس خواهند بود. یكی از بزرگان، مطلبی قریب به این مضمون نقل میفرمودند كه: «در زمانی كه در نجف مشغول تحصیل بودم، شبی در حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام میگشتم. حدود هشتاد نفر را یافتم كه در در قنوت ركعت آخر نماز شبشان، ابوحمزه میخواندند...».
5. اعمال خاص
اشاره به چند نمونة دیگر از آداب و اعمال این ماه، خالی از لطف نیست.
افطاری دادن: فضیلت بسیاری دارد. بهتر است كه همانند شیوة رایج در كشورهایی مانند عربستان، هنگام اذان با خرما یا بادام، چای و یا شیر از رهگذران و همسایگان پذیرایی شود كه سادگی و بیپیرایگی آن به اخلاص نزدیكتر است.
خواندن سورة قدر قبل از افطار و سحر
در روایت آمده، كسی كه در وقت افطار و سحر، سورة قدر بخواند، در مابین این دو وقت، اجر شهید در راه خدا را خواهد داشت.
برای روزهای ماه رمضان هم، آداب، اذكار و تسبیحات بسیاری نقل شده كه برترین آنها، روزی صد مرتبه یا بیشتر صلوات بر محمد و آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) است.
6. آداب خاص برخی ایام و لیالی
همانند سایر ماهها، شبها و روزهای این ماه هم اعمال مخصوص خود را داراست كه به ذكر برخی از آنها بسنده میكنیم.
شب اول ماه
اعمال بسیاری در آن وارد است كه شیخ عباس قمی در «مطلب دوم» از اعمال ماه رمضانِ كتاب مفاتیحالجنان، به آن اشاره فرمودهاند. اعمالی اعم از غسل و زیارت امام حسین علیهالسلام و... لكن از بین این اعمال، خواندن دعای چهل و چهارم صحیفة سجادیه (دعایی كه امام سجاد علیهالسلام هنگام حلول ماه رمضان میخواندند) برای درك عظمت این ماه و توفیقی كه نصیب بندگان شده، بسیار مفید است. همچنین در این شب، خواندن دعای جوشن كبیر سفارش شده است. با وجود آن كه برخی علما، روایتی در باب خواندن آن در شبهای قدر نیافتهاند، به خواندن آن، در این شب، روایاتی وارد شده است!
ایامالبیض
برای روزها و شبهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم این ماه هم، اعمال ویژهای ذكر شده كه یكی از آنها خواندن دعای شریف و زیبای «مجیر» است. در روایت آمده كه: هركس این دعا را در این سه روز(یا شب) بخواند، گناهانش بخشیده شود، اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد
التماس دعا
نوشته شده توسط سفیر باران در شنبه 31 مرداد1388 ساعت 3:48 بعد از ظهر موضوع مناسبت روز | لینک ثابت
۱- هدف و قصد خویش را برنسبت به محبت و دوستی ما _ اهل بیت عصمت و طهارت _ بر مبنی عمل به سنت و اجرای احکام الهی قرار دهید پس همانا که موعظه ها و سفارشات لازم را نموده ام و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه می باشد.
۲- دلهای ما ظرف مشیت خداست پس هر گاه او بخواهد ما خواهیم خواست.
۳- پس از آنچه به کارتان نیاید پرستش نکنید.
۴- و خود را برای دانستن آنچه کفایت شده اید به زحمت نیندازید .
۵- سجده شکر از لازم ترین و واجب ترین سنت های مستحبی است.
۶- همانا میان خدا با هیچکس خویشاوندی نیست.
۷- تقدیرهای خدای بزرگ مغلوب نمی شود و اراده او سرکوب نمی گردد و بر توفیق او هیچ چیز پیشی نمی گیرد
۸- برای تعجیل ظهور من – در هر موقیت مناسبی – بسیار دعا کنید که در آن فرج و حل مشکلات شما خواهد بود.
۹- همانا پدران من ( ائمه و اوصیا «ع») بیعت حاکم و طاغوت زمانشان بر ذمه آنها بوده ولی من در هنگامی که ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتی بر من منت و بیعتی نخواهد داشت .
۱۰- منم مهدی منم قائم زمانه
۱۱- و اما ظهور فرج بسته به اداره خدای متعال است.
۱۲- و کسانی که برای ظهور تعیین وقت کنند دروغگویند.
۱۳- هرگاه یکی از دوستانم مرا با معرفت و شناخت زیارت کند در روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.
۱۴- منم انتقامجو از دشمنان خدا.
۱۵- منم فرجام اوصیا پیغمبر
۱۶- و به وسیله من بلاها و فتنه ها از شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
۱۷- همانا زمین از حجت خدا خواه آشکار باشد یا پنهان خالی نمی ماند.
۱۸- همانا در رعایت حق شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم.
۱۹- ملعون و نفرین شده است کسی که نماز صبح را عملا تاخیر بیندازد تا موقعی که ستارگان ناپدید شوند.
۲۰- هیچ چیزی و عملی همانند نماز بینی شیطان را به خاک ذلت نمی مالد و او را ذلیل نمی کند.
۲۱- به درستی که من سبب آسایش و امنیت برای موجودات زمینی هستم همان طوری که ستاره ها برای اهل آسمان امان هستند.
۲۲- ما بر تمامی احوال و اخبار شما آگاه و آشناییم و چیزی از شما نزد ما پنهان نیست.
۲۳- هر که خواسته ای و حاجتی از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و حهت مناجات و راز و نیاز با خداوند در جایگاه نمازش قرار گیرد.
۲۴- از فضائل تربت حضرت سید الشهدا «ع» آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد گرچه دعایی هم خوانده نشود.
۲۵- نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم فرمود: می خواهی تورا به فوائد عطسه بشارت دهم؟ عرض کردم بلی فرمود: عطسه انسان را تا سه روز از مرگ نجات می بخشد.
۲۶- خدا با ماست و نیازی به دیگران نداریم و حق با ماست و هر که از ما دوری گرداند با کسی نداریم.
۲۷- همانا خداوند متعال ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.
۲۸- چگونگی بهره گیری و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعی که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.
۲۹- و پیامبرانش را به او پایان داد و او را بسوی انسانها فرستاد.
۳۰- پس براستی که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست.
۳۱- همانا در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم.
۳۲- پس هر یک از شما باید به آنچه به وسیله آن به دوستی ما نزدیک می گردد عمل کنید.
۳۳- پناه بر خدا از نابینائی پس از روشنایی
۳۴- و از گمراهی پس از هدایت
۳۵- و از رفتار هلاکت بار و فتنه های نابود کننده
۳۶- در ظاهر دوست خدا و در نهان دشمن او مباش.
۳۷- نیت های باطنی زودتر از اعمال بدنی به پیشگاه خداوند می رسند.
۳۸- کسی که پدرم حضرت رضا «ع» را با شناخت حقش در سرزمین طوس زیارت کند بهشت را برای او در پیشگاه پروردگار متعال ضمانت می کنم.
۳۹- چهار چیز است که مرد را در انجام کارها یاری می دهد : تندرستی بی نیازی دانائی و تایید الهی.
۴۰- بر بیچارگانتان رحمت آرید و با بخشش بر آنان از پروردگار در خواست بخشایش کنید.
نوشته شده توسط سفیر باران در جمعه 16 مرداد1388 ساعت 11:38 قبل از ظهر موضوع حدیث روز | لینک ثابت
قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم
بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.
(بحارالانوار،ج65،ص152
نوشته شده توسط سفیر باران در یکشنبه 11 مرداد1388 ساعت 8:37 قبل از ظهر موضوع حدیث روز | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
عید بزرگ ولایت بر همه عاشقانش مبارک
امام رضا علیه السلام فرمودند:
میلاد اقا علی بن موسی الرضا بر عاشقانش مبارک8/8/88
شهادت امام صادق ع رئس مذهب شیعه بر عاشقانش تسلیت باد
امام علی علیه السلام می فرمایند
کلامی از امیرالمومنین ع در نهج البلاغه
اعمال شبهای قدر
آداب مــــاه مبـــــــــارك رمضـــــــــــــــان
چهل حدیث از آقا امام زمان (عج)
حدیث امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:
درباره وبلاگ

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
حدیث روز
خبرهای روز
عکس روز
مناسبت روز
سوژه
طنز
فیلم
مداحی
موسیقی اصیل
علم ودانش
ارشیو
مناسبتها
کاریکاتور
پیام نور
سیاست
ورزشی
حوادث
نرم افزار
نهج الباغه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
>